چگونه مدیر فناوری اطلاعات شویم؟

چ
“اگر می خواهید بدانید آیا یک فرد می تواند مانند یک درخت سیب استوار و محکم باشد، باید ببینید آیا تحمل وزن سیب ها را دارد یا خیر”
Abraham H.Maslow این گفته مازلو در مورد مدیریت نیز دقیقا صدق می کند. مدیر بودن با معلم فنی بودن، بسیار متفاوت است. کلید رسیدن به جایگاه یک مدیر فناوری اطلاعات این است که تشخیص دهیم دیدگاهها و رفتار یک مدیر فناوری اطلاعات چه تفاوت هایی با یک متخصص فنی دارد.

الگوی ذهنی خود را تغییر دهید

شما به عنوان یک متخصص، به سهم خود و با استفاده از مهارتهای تخصصی خود، مشکلات پیچیده و اغلب مبهم سیستم های اطلاعاتی را اداره می کنید. کارهایی مانند:

  • ارزیابی اینکه آیا راه حال های احتمالی شما برای انواع خاصی از مشکلات فنی مناسب هستند یا خیر.
  • پیاده سازی ماهرانه راه حل های انتخابی خودتان به منظور رفع مشکلات به گونه ای موثر.
  • نظم دادن به مسائلی که ابهام دارند، پیچیده اند یا در مورد آنها به یقین نرسیده اید.

به عنوان یک متخصص IT سالهای زیادی را صرف مطالعه و بررسی کرده اید و به مهارتهای خاصی دست یافته اید و بنابراین روشهای خاصی برای پرداختن به هر یک از مسائل مهم دارید و مشکلات را از دیدگاهی می بینید که متناسب با تخصص شماست. هر کسی مسائل را از دیدگاه تخصصی خود می بیند، مثلا حسابدار از بعد مالی به مسائل نگاه می کند، اعضاء بخش منابع انسانی از بعد مسائل انسانی به مسائل می نگرند و خلاصه، همانطور که Packard می گوید:

“دانشجویان حقوق برای حل و فصل دعاوی تربیب شده اند و یک وکیل به همه مسائل، همانند یک سوژه می نگرد”.

برای اینکه یک مدیر فناوری اطلاعات موثر باشید، باید یک الگوی ذهنی وسیع تر داشته باشید و اطلاعاتی را که در صورت اشتغال به زمینه کاری دیگر، نادیده می گرفتید، مد نظر قرار دهید. سعی کنید سایر نقطه نظرات تخصصی را نیز مانند نظرات خود بپذیرید. در دانشکده مدیریت دانشگاه استرالیا اعتقاد بر این است که: معمولا علت اصلی اینکه بیشتر متخصصان عالی رتبه وقتی مدیر می شوند بسیار ضعیف عمل می کنند، دیدگاه عملی آنهاست. به طور کلی برای تصمیم گیری خوب باید بازه کاملی از دیدگاههای تخصصی را مد نظر قرار داد. بنابراین باید برای مدیریت موثر در زمینه IT از نظرات سایرین نیز استفاده کرد. مفیدترین تکنیک برای این کار این است که عادت کنید خود را به جای همکاران خود بگذارید. از خود بپرسید که مدیران دیگر در برخورد با مشکلات مشابه چه می کنند. سپس تجارب حاصل را به مرحله عمل بگذارید. یک مساله مهم را انتخاب کنید یک تکه کاغذ بردارید و بنویسید که به نظر شما همکارانتان در این زمینه، از چه الگوی ذهنی استفاده می کنند.

وقت خود را چگونه صرف کنید

Mintzberg در مورد اینکه مدیران باید وقت خود را چگونه صرف کنند، می گوید:
  • مدیران بی وقفه کار می کنند و به ندرت اوقات فراغت دارند. مدیران رده بالا اغلب به علت گرفتاری های زیاد، کارهای عقب افتاده خود را پس از ساعات اداری به خانه می برند.
  • معمولا مدیران وقت کمی را به فعالیت های پیوسته اختصاص می دهند چون معمولا حوادث غیر مترقبه فعالیت های آنها را متوقف می کند. این مسائل برای مدیران رده های پایین تر پر رنگ تر است.
  • مدیران بیشتر تمایل دارند که وقت خود را صرف مسائل ملموس و عینی کنند نه مسائلی که نیاز به تفکر دارد.

فعالیت های یک مدیر

ممکن است تغییراتی نیز در فعالیت های یک مدیر ایجاد شود. برای مثال از نظر Gary Yulk موارد زیر فعالیت های عادی یک مدیر هستند:
  • تصمیم گیری
  • تبادل اطلاعات
  • تحت تاثیر قرار دادن افراد
  • ایجاد ارتباط
معمولا متخصصان IT محدود به اتخاذ تصمیم در زمینه های فنی هستند. یکی از مشکلات این افراد، فقدان مهارتهای ارتباطی است.

تعیین نقاط قوت و ضعف

موارد فوق را در نظر بگیرید و مشخص کنید که کدامیک از مهارتهای مشخص شده را ندارید. اگر شخصیت شما متناسب با شخصیت یک متخصص IT باشد در این صورت در زمینه مسائل ارتباطی ضعیف تر و در تصمیم گیری (صلاحیت قضاوت) قویتر هستید. اگر شرح حال شما کاملا برعکس مشخصات و ویژگی های موجود در این لیست باشد، یک مدیر فناوری اطلاعات بسیار برون گرا و بی نقص هستید. حال وظیفه شما این است که برای بهبود کار خود، از سایرین کمک بگیرید. زیرا فقط آرزوی داشتن این توانایی ها وضعیت ما را عوض نمی کند. ممکن است در این راه به کارمندان پشتیبان نیاز پیدا کنید.

مدیریت کارکنان

یکی از اولین مشکلات مدیر شدن چگونگی مدیریت افراد به بهترین نحو است. روش شما برای این کار تحت تاثیر نوع کار مورد علاقه شما، آموزش های قبلی، عقاید شخصی و الگوی ذهنی شما است. اول اینکه اگر به “مدیریت مقتدرانه” معتقد هستید، تجدیدنظر کنید و سعی کنید یاد بگیرید که با افراد با ملاحظه رفتار کنید. در این صورت کار شما هم از لحاظ حرفه ای و هم از لحاظ شخصیتی سودآورتر خواهد بود. افرادی چون Maslow، Mc Gregor، Yulk، Mathews، Herzog و سایرین همگی در این زمینه اتفاق نظر دارند و نظر آنها را Yulk به بهترین نحو خلاصه کرده است:

“مدیری که با افراد با ملاحظه کاری و دوستانه برخورد می کند، به احتمال زیاد می تواند اعتماد آنها را جلب کند. وقتی پیوندهای احساسی بین مدیر و کارکنان شکل می گیرد، همکاری بین افراد و پشتیبانی آنها از مدیر ساده تر است. مدیر باید به کارکنان اطمینان کند تا کارها انجام شود.”

دوم اینکه سعی کنید راهنمای افراد باشید و امکان رشد و پیشرفت آنها را فراهم آورید تا بفهمید چه استعدادهای بالقوه ای دارند. این کار، همچنین به شما اطمینان می دهد که دارای یک تیم تربیت شده رشد یافته و وفادار هستید. یک مدیر می تواند اشخاص را در زمینه های دیگر نیز راهنمایی کند. گاهی مشکلاتی رخ می دهد و شما باید از افراد بخواهید که خود را ارزیابی کرده و نقاط ضعف خود را بیابند. آنها را تشویق کنید که بفهمند علت این نقاط ضعف چیست. سوم اینکه دستاوردها را تشخیص دهید. در اتاق خود ننشینید و منتظر باشید که خبر دستاوردهای سازمان را به شما بدهند، بلکه به قسمت های مختلف سرکشی کنید. بر کارها نظارت کنید و به حرف افراد گوش کنید. و آخر اینکه بیشتر وقت شما صرف حل اختلافاتی مانند اختلاف سازمان با سایر سازمانها، اختلافات سازمان با فروشندگان و حتی اختلافات خارج از محیط کار می شود. گاهی مجبورید اختلافاتی را حل کنید که آغاز کننده آن نبوده اید و یا حتی از وجود آن اطلاع نداشتید. آموزش در زمینه میانجیگری، مذاکره و حل اختلاف می تواند برای شما مفید واقع شود.

آیا آمادگی مدیریت را دارید؟

سمت و عنوان اغلب برای کسانی که فردی را به سمتی منصوب می کنند و نیز برای کسی که به آن سمت منصوب می شود به درستی قابل درک نیست. ماهیت نقش مدیریتی شما به مقیاس بزرگی شرکت و میزان اختیار شما نیز بستگی دارد. یکی از دامهای موجود در راه مدیر فناوری اطلاعات، ایفای نقش یک مدیر اجرایی است، در حالیکه هدف ریاست سازمان از انتصاب مدیر فناوری اطلاعات، عملکرد به عنوان یک مدیر رده اول است.

درباره نویسنده

محمدمهدی لطفی نژاد

ارسال دیدگاه

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات